ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
158
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و او را آگاه از آن احوال كرد ، پادشاه روم پنجهزار سوار رزمنده با او همراه كرد و برگشت . ابن وثاب و پيشتازان سپاه نصر الدوله آگاه از آن حال شد . و بكمين آنها نشستند و همين كه نزديك رسيدند از كمينگاه خويش بيرون آمدند و بر آنها بتاختند و گروهى باسارت درآمدند از جمله « بطريق » و او را بدروازه شهر بردند ، و به محصورين گفتند : يا دروازه شهر را بگشاييد و يا اينكه « بطريق » را با اسيران ديگر مىكشيم ، محصورين بسبب زبونى در نگهداشتن شهر درها را گشودند ، سپاهيان رومى در قلعه متحصن شدند و مسلمانان وارد شهر شدند و آنچه در شهر بود غنيمت گرفتند و دستهاى آنها پر از غنائم و اسيران زن گرديد ، و در كشتار بيداد كردند . ابن وثاب يكصد و شصت محموله كه سرهاى مقتولين محتوى آنها بود به آمد فرستاد و قلعه را محاصره كرد . از آن سوى حسان بن جراح طائى با پنجهزار سوار رزمجو از اعراب و روميها به يارى اهالى رها بدان صوب رهسپار گرديد ، ابن وثاب از نزديك شدن وى آگاه شد با شتاب به مقابله با او روانه شد كه پيش از رسيدن او به شهر با او مقابله كند ، روميانى كه در رها بودند بيرون آمده و به حرا رفتند ، اهالى حرا با آنها جنگيدند ، ابن وثاب اين خبر بشنيد و به شتاب برگشته بر روميان بتاخت و بسيارى از آنان را بكشت و منهزمين به رها بازگشتند . بيان خيانت سناسنه و گرفتن حاجيان و بازگرداندن آنچه گرفته بودند در اين سال گروه بسيارى از مردم آذربايجان و خراسان و طبرستان و ديگر بلاد به قصد گزاردن حج بيرون شدند و راه ارمنستان و خلاط را برگزيدند چون به آنى دوسطان رسيدند . ارمنيان آن بلاد بر آنان شوريدند و سناسنه به آنان يارى كردند كه آنها نيز از ارامنه بودند . الا اينكه آنها در دژهاى منيع و محكمى در جوار خلاط